کِی‌بی | KB

1. الان پس از یک روز عصبی و بی خاصیت و پر از دردسر دوست دارم بگم من مدتیِ تصمیم های مهمی گرفتم. (فکر کنم این که الان در این موقعیت مفتضح دارم تلاش میکنم حرف های خوب بزنم ، یه نوع مکانیسم دفاعیِ جدیدمه)

تصمیم هایی که شاید اگر اینجا بخوام بگم هم ممکنه از ارزششون کاسته شه ، هم شاید من نتونم به درستی مفهومی که درشون نهفته هست رو بازگو کنم و همین که شاید نیاز دارن پخته تر و کامل تر بشن. همه ی این عوامل دست به دست هم میدن که من با جزئیات حرفی ازشون نزنم. ولی از همین جا خواهش میکنم برای من و این سلسله تصمیمات حیاتی دعا کنین :) من به دعای قلبیِ خیرِ آدما در حق همدیگه اعتقاد دارم.

2. یه سری راهکار دارم برای ادامه دادن ، ضد ضربه شدن و البته نمردن (!) که با شما به اشتراک میذارم :

الف) حداقل شبی چهل دقیقه GodFather ، ترجیحاٌ «یک» اش :))

ب) شاهنامه ی فردوسی یا ثعالبی !

پ) یک آهنگ از شجریان ، ترحیحاً «ببار ای ابر بهار»

ت) خورشت فسنجون ، قرمه سبزی و صد البته نون گرم با کچلیک (!) تازه :D (لذت این مورد آخر رو تنها یک مازندرانی واقعی میتونه درک کنه)

ث) دیدن شش ماه یک بار اون می گونِ ملقب به ح.ح (ترجیحاً آب معدنی به دست :*)

ج) توجه به این که همه چی میگذره بالاخره ، حالا هر چقدرم «ن.ک.» بره همه جا رو فتح کنه یا به خاک و خون بکشه. میگذره همه چی ، وقتی کاری ازم برنمیاد و زورم بهش نمیرسه چیکار کنم خب؟ :٫

چ) روزی سه مرتبه تکرار «که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند» یا «خدایا منعمم گردان بر درویشی و خرسندی»

ح) نمایشنامه از ویسنی یک ، ترجیحاً «پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی» یا «ریچارد سوم اجرا نمی شود»

خ) فوتبال ، فوتبال ، فوتبال (علی الخص یوونتوس و آقام بوفون :*)

د) سر زدن به صفحه ی غزاله و خوندن چندباره ی بعضی از پست هاش :*

ذ) چند وقت یه بار نشستن پای صحبت های خان دایی جان :*

ر) یادآوری اون روزهایِ با پیر خرابات ، روزهایی که خیلی زود گذشتن ولی تا ابد متعلق به تو اند :)

ژ) امید داشتن به امید داشتن! ( مخصوصا در راستای حریاناتِ مربوط به ج.ا.ر.ز )

|سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶| 1:38|کوثر|

MisS-A